تأثير آثاري را كه موٴلف بر آنها شرح نوشته، در رسالهٴ كالبدشناسي او بهآساني ميتوان ديد؛ برخي عبارتهاي آن عيناً از كتابالملكي (نيمهٴ دوم سدهٴ دهم)، ترجمهٴ قسطنطين نقل شده است. كتاب كالبدشناسي داراي مقدمهاي است كه در آن هر يك از اندامها بر حسب وظايف طبقهبندي شده؛ و اين بيشتر اقتباسي از ترجمهٴ كتابالملكي است.
آركيماتايوس1
پزشك سالرنويي كه در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، ميزيست. ممكن است او همان ماتايوس اسقف اعظم،2 باشد. موٴلف رسالهٴ جالبي دربارهٴ رفتار با بيماران و اصول پزشكي؛ و رسالهاي در مجربات پزشكي، كه در آن اهميت خاصي براي پرهيز غذايي قائل شد. او احتمالاً، موٴلف رسالهٴ در باب بول بوده، كه به ماتايوس اسقف اعظم منسوب است.
بارتولوميوي سالرنويي3
در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، ميزيست. موٴلف رسالهاي در مجربات پزشكي4 يعني درباب آسيبشناسي و اصول درمان؛ كه اگر از روي شرحها و ترجمههاي آن به زبانهاي مختلف قضاوت كنيم، در اروپاي باختري از رواج عظيمي برخوردار شد. با اينهمه، به نظر ميرسد كه برخي ترجمهها تنها براساس اين مجربات نيست، بلكه از متنهاي ديگر هم استفاده شده است. ممكن است بارتولوميو موٴلف جزوهاي دربارهٴ آبهاي مقطر باشد، كه ترجمه يا اقتباسي از آن را بهزبان آلماني غالباً به ميخائل پوف (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، نسبت ميدهند.
نيكولاس سالرنويي5
پزشك سالرنويي كه دربارهٴ او چيزي نميدانيم جز عبارت قرابادين نيكولاس.6 نويسندگان بعدي از قبيل ژيل كوربي و پلاتياريوس از آن بدون ذكر نام موٴلف ياد ميكنند. بنابراين در صفحات بعدي عبارت نيكولاس سالرنويي به مفهوم موٴلف قرابادين سالرنو بهكار رفته است. گاه، اين موٴلف را پرهپوزيتوس7 خواندهاند، كه بايد از آن پرهيز كرد، چون ممكن است با نيكول پرِوست توري (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، اشتباه شود.